حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

خیلی، حتی بیشتر!

دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۱۸ ق.ظ

بسم رب الرفیق

هربار خواستم بگم «دوستت دارم»

گفتم «حالت چطوره؟»

 

و من تو را خیلی «حالت چطوره!»



پ.ن
آرشیوی های خاک خورده یا شاید ته مونده های چیزی که بودم.

۹۷/۰۹/۲۶
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی