حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

جلوی قاضی و ملّق بازی

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۶ ق.ظ

بسم رب الرفیق

پ.ن (پیش نویس!)
لا به لای احوال خراب این شب ها

+
چند وقت پیش متوجه شدم اینکه ما میگیم «جلوی قاضی و ملّق بازی» در اصل «جلوی غازی و معلّق بازی» بوده و غازی هم به معنی بند بازه! تا قبلش برام حتی سوال نشده بود که چه معنی میده جلوی قاضی ملق بازی! بعنی به هوای اینکه مفهومش رو میدونیم یه صورت غلط ازش تووی ذهنمونه و این حتی میتونه بشه جزء بدیهیاتمون.

+
امشب یهو به ذهنم خطور کرد که من چقد پذیرش این رو دارم که متوجه بشم خیلی از بدیهیات ذهنم غلطه!در عین صداقت باید بگم احساس میکنم پذیرش شنیدن اینکه بعضی از فرضیاتم غلطه رو هم ندارم چه برسه به بدیهیات!! خب اینجوری چطور میشه پذیرای حق بود؟

+
از یه اصطلاح عامیانه یه مفهوم درست داشتم و یه صورت غلط؛ حالا اگر توو زندگی مثلا از دین یه مفهوم درست داشتم و یه تصویر غلط، حاضرم بپذیرم و بگم «واو! چه جالب» !؟

+
خودت نصف شبی زده به کله ت! :)


پ.ن (پی نوشت!)

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
حافظ



۹۷/۰۹/۱۴
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی