حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

دوشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۵ ق.ظ

بسم رب الرفیق


خیال تیغ تو با ما
حدیث تشنه و آب است

حافظ


پ.ن
اسیر خویش گرفتی
بکش چنان که تو دانی

۹۷/۰۹/۱۲
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی