حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

ربّه فیه تجلّی و ظهر

دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۲۶ ق.ظ

بسم رب الرفیق

قرآن را که تورّق کنم، همه جا، در لابه لای تمام سطرها تو نمایانی، چون خورشید می تابی..

انما ولیکم الله و رسوله
در رکوع بودید، حین عشق بازی، علی بودنتان نگذاشت کسی دست خالی از پیش شما برود...

انما یرید الله لیذهب عنکم
مادر بود، شما بودید، حسن و حسینتان، زیر عبای پیامبر رحمت؛ خداوند پاکی را معنا گفت...

و یطعمون الطعام علی حبه..
روز چهارم بود، سه شب مسکین و یتیم و اسیر را به خود ترجیه دادید، با ضعفت و ناتوانی بر پیامبر رحمت وارد شدید، پیامبر خدا به گریه افتاد...

انفسنا و انفسکم
بزرگانشان را آوردند و وقتی پیامبر را همراه شما، مادر و حسنین دیدند، رفتند...شما جان پیغمبر بودید... 

و اعتصموا بحبل الله
هدایت را شما معنایید،شما تفسیرید، شمایید....

بلغ ما انزل الیک
اسلام بند علی خود بود، چون رکابی که بند نگین خود باشد...

الیوم اکملت لکم دینکم
کامل شد.


پ.ن
یک ولی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

پ.ن.2
ها علی بشر کیف بشر
ربّه فیه تجلّی و ظهر

پ.ن.3
جامانده از 13 رجب 1439


۹۷/۰۶/۱۲
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی