حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ

بسم رب الرفیق

نمیدونم چی باید بهش بگم؛ نقطه های فروپاشی شاید!
حس خورد شدن شیشه ای رو داره که انگار مدت ها بوده که یه ترک کوچیک در حال رشد کردن و ذره ذره از از بین بردن روحیه ات بوده که یهو با یه تلنگر ساده کل شیشه در یک آن فرو میریزه.
چون عمده سر و کله زدنم با نوجووناس و باید در کاور مربی و استاد و... باشم، مجبورم شاد و پر انرژی خودم رو نشون بدم. و اگر بخوام تظاهر به این کار بکنم خیلی سخته لذاس که روحیه ام رو میبرم بالا که یه وقت کم نیارم، که یه وقت روی کسی تاثیر منفی نداشته باشم. اما یه لحظه هایی هست که همه چیز به یکباره خراب میشه.
وقتی سر تمرین سرود، یه مصرع رو که بارها تمرین کردن، خارج میخونن و فالش میشه، یا وقتی سر تمرین تووی باشگاه یه تکنیک رو که تووش مهارت دارن رو کند و ناقص میزنن یا وقتی میام خونه و مشتاق خندۀ مادرم هستم که میبینم انقدر دیر رسیدم که همه خوابن، درست مثل همچین موقع هایی کل انرژیم خالی میشه؛ کلِّ کلّش. انگار 6 ساعت تمرین پرفشار اینتروال داشتم. انگار یکی شیشۀ روحیه ام رو خورد کرده!
ساعت ها تهی، بی انگیزه و مات بدنم رو با صورتی بی روح جابه جا میکنم. و دیگه نه میتونم نقش بازی کنم، نه پشت پوسته ای تصنعی قایم بشم. تسلیمِ تسلیم!
نه! من نازک نارنجی نیستم. یعنی بارها ممکنه فالش بخونن، بارها تکنیک ها رو اشتباه بزنن و بارها مادرم خواب باشه ولی فقط بعضی از این لحظه هاس که منو ریز ریز میکنه.
دیدن یه رفیق راه، تشرف به حرم یا یه روضۀ کوچیک قدم هایی هستن که برمیدارم تا دوباره برگردم.

همه اینارو گفتم که بگم بالاخره فهمیدم قضیه از چه قراره، این مصیبت چیه که گردن ما رو گرفته؛ خیلی سادست. مثل این میمونه که شیرجه بزنی تووی یه استخر عمیق و اون پایین گیر کنی. میخوای نفس بکشی ولی اون پایین اکسیژن نیست. کم کم چشم هات تار میبنن و صورتت کبود میشه و یه جایی میرسه که تمام! همه چیز آف میشه. و یکی دستت رو میگیره و میکشه بالا..
ما به تو محتاجیم! فقط این رو گاهی یادمون میره و بی اکسیژن گیر میکنیم این پایین! والسلام!




۹۷/۰۶/۰۳
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی