حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

تو را دارم، چه غم دارم

چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۰ ق.ظ

بسم رب الرفیق

فردا بچه ها عازم مسابقات میشن. میرن به شهر دور. نمیدونم چرا ولی بغض کردم و بی دلیل اشک تووی چشمام جمع شده. چقدر کار پدرها سخته...
لحظات تلخ و شیرین زیادی رو تووی یک سالی که باهاشون تمرین کردم و کنارشون بودم، با هم تجربه کردیم. یه تجربه شیرین و پر ماجرا با پنج تا پسر نوجوون.
اما انگار الان همه اون تلخی ها، سختی ها، سستی ها و رفتارهای کودکانه الان شده یک مشت لبخند شیرینِ کوچک و جذاب که مدام تووی ذهنم مرور میشن. انگار دلم ناراحته که قراره عزیزاش رو توو یه مرحله سخت تنها بذاره و اجازه بده کم کم خودشون قدم بردارن...

+
گفت: خدایا بدترین خلقت رو به من نشون بده. فرمود: صبح به دروازه شهر برو. رفت و دید پدری دست پسرش را گرفته، از دروازه شهر خارج میشه! گفت: خدایا حالا بهترین خلقت را نشانم بده. فرمود هنگام غروب کنار دروازه شره بایست. ایستاد و دید همون پدر و پسر به شهر برگشتند!! متعجب و سردرگم گفت: خدایا چطور میشه که بهترین و بدترین خلقت یک نفر باشه؟ فرمود: صبح که این پدر و پسر به صحرا رفتند. پسر به صحرا نگاه کرد و پرسید: پدر، از صحرا هم بزرگتر وجود داره؟ پدر گفت: بله پسرم، دریاها، پرسید: از دریا هم بزرگتر وجود داره؟ پدر گفت: بله پسرم، آسمون! پرسید: از آسمون چی؟ پدر کمی مکث کرد، سرش رو پایین انداخت، آهی کشید و گفت: بله پسرم، گناهان پدرت! پرسید: از گناهان شما هم..؟ پدر اشک توو چشماش حلقه زد و با صدای لرزون گفت: بله پسرم، رحمت خدا!...

+
امروز عرفه بود. یکی از اون روزایی که پدرمون دست های رحمتش  رو باز کرده بود و مشتاق دیدن ما منتظر ایستاده بود. پدرمون ایستاده بود که وقتی با سری پایین انداخته و خجالت زده رفتیم به دیدنش، ما رو محکم بغل کنه، دست بکشه رو سرمون و اشکامون رو پاک کنه..من به داشتن چنین پدری افتخار میکنم.

یاعلی

پ.ن
اومدم که از بچه هام بنویسم و بغض تووی گلوم، ببین به کجا ختم شد. چه گریز دلنشینی!


۹۷/۰۵/۳۱
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی