حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

لااقل گدایی را از دست مده (1)

پنجشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۹ ق.ظ

بسم رب الرفیق

«جناب مشهدی فلان را عرض می‌شود ان شاء الله تعالی موفق بوده و خواهید بود، شنیدم به بعضی از موالیان حقیر عرضه داشته‌اید که فلانی کاغذی که مشتمل بر مواعظ و نصایح باشد برای من بنویسد، و حقیر دو کلمه می‌نویسم، و آن دو کلمه این است:
اگر با مجاهده‌ی نفس در مقام عمل راه می‌روی، گوارایت باد و اگر خدا‌نکرده نکبتْ چاکِ گریبان را گرفته، در عمل تکاسُل ورزیدی و نتوانستی به عمل پیش بروی، لااقل گدایی را از دست مده، به تضرع و زاری بکوش در خلوات به دروغی بچسب تا صادق شود، چه این‌ که «گدا، مجانی طلب است»، اگر جِدّی داشته باشد، مقصودش حاصل است...»

۹۷/۰۳/۱۷
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی