حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

آشفته سریم

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۹ ق.ظ


شخصی در شهر به زهد و تقوا شهرت داشت. روزی مردی کنیز زیبای خود را پیش او آورد و گفت: من عازم حج هستم و نمی دانستم کنیز خود را به چه کسی بسپارم که نزد شما آمدم؛ و رفت.
چند روزی نگذشته بود که به طور اتفاقی نگاه زاهد به کنیز افتاد و یک دل نه صد دل گرفتار عشق او شد. شب و روزش را به کنیز فکر میکرد و آشفته شده بود تا اینکه نزد استادش رفت و ماجرا را بازگو کرد و چاره جست. استاد گفت درمان تو دست فلانی در شهر ری است، برو آنجا.

زاهد با هر زحمتی بود به ری رسید و سراغ فلانی را گرفت. مردم که زاهد را می شناختند گفتند: شما را چه کار به فلانی؟! شما زاهدی و از نیکان و فلانی وضع و حال خوبی ندارد، اهل کبائر است. و بسیار زاهد را شماتت و نهی کردند. زاهد که دید این طور است، برگشت پیش استاد.
و داستان سفر را بازگو کرد. استاد گفت: مگر درمان نمیخواستی، درمانت پیش فلانی است! زاهد مجدد عازم سفر شد و این بار با وجود منع مردم آدرس را جست و پیدا کرد.
به محل سکونت فلانی که رسید، دید سرتاسر خیابان مغازه های شراب فروشی و میکده است! به راهش ادامه داد تا به خانه فلانی رسید و دید که مردی نشسته و نوجوانی خوش رو، بر روی پای او نشسته و مرد مشغول نوازش اوست و ظرف شرابی نیز در کنار اوست! از فلانی پرسید و مرد گفت: خودم هستم!
زاهد نتوانست خود را کنترل کند و از اوضاع نابسمان فلانی سوال کرد.
فلانی گفت: این پسر که میبینی، پسرم هست! و از فرط علاقه از من جدا نمیشود. و این ظرف سرکه هست و قوت من، می توانی امتحان کنی. و این محل نیز وقتی من در آن خانه خریدم هیچ میکده ای نبود و شخصی ملک همسایه ام را خرید و میکده باز کرد و بعد یکی پس از دیگری دیگران چنین شدند.
زاهد پرسید: پس چرا از این محل نقل مکان نکردی که در مظانّ اتّهام نباشی و انقدر حرف پشت سرت نباشد؟
فلانی گفت: تا به زهد و تقوا شهره نشوم! تا اینکه هنگام سفر حج کنیز زیبای خود را به من بسپارند و من دچار عشق او شوم و درمانده و آشفته پی درمانش آوارۀ شهرها گردم!

کشکول شیخ بهاء

پ.ن

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت!

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
حافظ

پ.ن
شانۀ دوست کجاست؟


۹۷/۰۳/۰۷
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی