حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

ما را قنوتی هست

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ق.ظ

بسم رب الرفیق

یادمه به شوخی گفتم: «خیلی نامردیه ما بریم جهنم! والا! آخه ما که نه اهل فسق و فجوریم( اسلام دست و پامونو بسته! :) ) نه اهل دزدی و مال مردم خوری، نه حتی ریاست و حق الناس و اینجور حرفا.. ما از ساده ترین لذات دنیوی هم بعضا محرومیم!»
.
.
.
.
اینا رو بذار پای جوونیمون! چه گناهی بالاتر از اینکه از تو دور شدیم؟!
از سر لطف نگاهی...


پ.ن
اما ربّنایی نیست


۹۷/۰۳/۰۵
مبتلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی