حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

فغان که راز محبت به سینه میخواهم

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۵۵ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۹۴/۱۰/۰۹
مبتلا