حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

آسایشی که هست مرا در کنار توست

شنبه, ۵ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۰۵ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۹۴/۱۰/۰۵
مبتلا