حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

که تو را دید که در حسرت دیدار تو نیست!؟

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۴ ب.ظ

بسم رب الرفیق





سعدی این منزل ویران چه کنی جای تو نیست
رخت بربند که منزلگه احرار آن جاست


پ.ن

مبتلا میکنند تو را و بعد از تو میگیرند. به رسم دوری و دوستی!


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی