حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

هذا یوم الجمعه..(29)

جمعه, ۲۴ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۹ ب.ظ

بسم رب الرفیق


ادب که داشته باشی، حتی اگه سیاهی محافظ دور تا دورت رو هم گرفته باشه، میشی اهل نجات: حر ادب داشت و حرمت مادر نگه داشت.
رفیق که داشته باشی، حتی اگه دشمن هم محاصره‌ات کرده باشه، بازم دلش تاب نمیاره و نمیتونه یه لحظه هم ازت فاصله بگیره؛ دستت رو می‌گیره و می‌شی اهل نجات: حبیب و مسلم‌بن‌عوسجه رفیق بودن.
قیمتی که باشی، حتی اگه راه رو هم اشتباه بری و از خورشید فاصله بگیری و دور بشی که یه‌وقت نورش بهت نتابه، باز هم خودِ نور به سمتت میاد و دستت رو میگیره و می‌شی اهل نجات: زهیر بن قین قیمتی بود.



پ.ن
یاد این پست افتادم: یا لیتنی

3 محرم الحرام 1437

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی