حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

درگیر بیخیالی

پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۰۵ ق.ظ

بسم رب الرفیق


داخل جا نیست و مجبور میشم توو حیاط بشینم. دو تا از بچه های کوچک که فک کنم هنوز مدرسه نمیرن یا شایدم میرن(!)، عدلی اومدن جلوی من نشستن.
دعا هنوز شروع نشده و این دوتا هم مثل دو تا آقا، آروم و بی سر و صدا نشستن. دعا که شروع میشه «آ» انگار که از اول منتظر این لحظه بوده، خیلی آروم و ریلکس یه میشگون از «بی» میگیره! با خودم میگم به به امروز چه فیض معنویی ببریم!

چند دقیقه ای میگذره و دو طرف با میشگوناشون از هم پذیرایی میکنن و کم کم این جنگ نرم از سکوت خارج میشه و گهگاه توو گوش همدیگه حرف میزنن و مشخصه که هیچ چیز مهمی هم به هم نمیگن و فقط صرف اینه که دست و دهنشون رو ببرن دم گوش همدیگه.
دلم برای «آ» میسوزه! طفلک این کاره نیست! این کاراش هم بخاطر ارتباط گرفتنه؛ ولی «بی» نه! ازون ناقلاهاست! این رو میشه از طرز میشگون گرفتن ریز و با حرصش فهمید!

حیاط تقریبا پر شده و اواسط دعاست، خورشید آخرین زورش رو داره میزنه تا هوا رو روشن نگه داره؛ نمیدونم کدومشون اول شروع کردن ولی نوک انگشت سبابشون رو به زبونشون میزنن و میمالن به همدیگه! فقط «آ» میماله به شلوار «بی»؛ ولی «بی» دستش رو به پوست «آ» میرسونه!
همه توو حال خودشونن؛ احساس میکنم تنها تماشاگر این نمایشم؛ انگار نه انگار که این دو تا از سر و کول هم بالا میرن. گهگاه خودشون هم میفهمن که زیادی سر و صدا ایجاد میکنن و به من نگاه می اندازن و وقتی میبینن من بیخیالم، به کارشون ادامه میدن.
یکم زد و خوردا شدت میگیره که یه دفه «بی» دستش رو میاره جلوی دهنش، انگار که کفه دستش بستنی باشه، یه زبون جانانه از مچ تا نوک انگشتاش میکشه و...! (اوه خدای من! چرا وسط دعا آخه؟!)
«آ» که حسابی خیس و سرخ شده دو تا دستش رو گرفته جلو صورتش و دقیق نمیبینم که که داره چه نقشه ای رو پیاده میکنم که نگام به عضله های گلوش میفته که دارن منقبض و منبسط میشن! سرم رو می اندازم پایین که عمق فاجعه رو نبینم!

پ.ن
دعای عرفه کنار بچه ها!



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی