حوالی ابرهای باران زا

حوالی ابرهای باران زا

گفتـم بـه چـشم کز عقب گلـرخان مـرو
نشنید و رفت... عاقبت از گریه کور شد

بسم رب الرفیق

قبل از خواندن این پست، به «که عالم همه دیوانۀ اوست» رجوع کنید!

+
ولی به نظرم این جواب هم قابل توجیه هست و نمیتونه جواب کاملی باشه. چه بسا همون علم کلی به فدا شدن در راه، کافی باشه و در طول تاریخ ازینگونه فداکاری ها بسیار بوده. درسته که مسئله ای به این اندازه پاک و بی اشکال و خدایی و بی نقص هیچ گاه وجود نداشته ولی باید دلیلی ورای این علم باشه.

+
اگر بخوام یکمی دقیق تر نگاه کنم. باید ابتدا به دو تا چیز نگاه ویژه ای داشته باشم:
1. امام، آینۀ تمام نمای الهیه! پس در اسماء و صفات خداوندی نیز همینطوره. یعنی اگر میگیم علم، علم امام بی انتهاست. میگیم رحمت، رحمت او بی پایانه یا میگیم قدرت، یدِ او یداللهه.
2. امام قطب عالم امکانه! و واسطۀ فیض الهی. یعنی اگر قرار باشه چیزی به بندگان برسه از دریچۀ نفس امام افاضه میشه. اگر قراره برگی از درخت بیفته، به اذن و نظر امام به زمین میافته و این افاضه و نظر، آن به آن و مستمراَ در حال اتفاقه.

+
اون چه که واقعه کربلا رو بنظرم متمایز از همه چیز میکنه اینه که امام حسین علیه السلام در عین علم و قدرت میگذاره جریانات پیش بره و خودش، خانواده و دوستانش به بدترین وضع ممکن کشته بشن. در واقع این خود حضرت هست که تیر رو به دست حرمله میده، خودش نشونه میگیره و خودش تیر رو به سمت شش ماهه رها میکنه! همۀ اینها در عین این مطلب هست که مهر و عطوفت حضرت در درجه اعلاست! ینی از مادر مهربانتره!
(به نظرم بیش از این جای بسط مطلب نباشه)
+
بله، امام حسین علیه السلام،  این فداکاری بزرگ رو کردند تا ما امروز معنی خوبی رو بفهمیم، بویی از دین به مشاممون رسیده باشه و به رحمت خدامون ایمان پیدا کنیم...


پ.ن
دستم به دامانتان، ای رحمت واسعۀ پروردگار و ای باب نجات امت، یا اباعبدالله...

مبتلا
۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۲۹ ۰ نظر